تبلیغات
.::.گالری بزرگ عکس پارس پارک.::.

.::.گالری بزرگ عکس پارس پارک.::.
 
خواهش میکنم افرادی که دوست ندارند و خوششون نمیاد نخونن.

یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره
به ترکه میگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه : میگه یدالله - عبدالله - سیندرالله
یه ترکه 38 ساله قوی و باهوش مناسب برای کارهای ساختمانی _بیل زنی و کشیدن گاری با سابقه ی قدم زدن در تیم ملی و.............به صورت قسطی به فروش می رسد
ترکه عاشق می شه واسه خر همسایه ایجاد مزاحمت می کنه
به ترکه می گن بلدی با کامپیوتر کار کنی؟ می گه اره می گن روشنش کن . می گه اوووووووووووه نه تا اون حد که
ترکه با خره شطرنج بازی می کرده یکی می رسه می گه عجب خر باهوشیه هاااااااا ترکه می گه نه بابا زیادم باهوش نیست تازه یک یکیم
ترکه می گوزه پرت می شه جلو می گن چی شد میگه تو دنده بود
ترکه خودشو(سند تو ال)میکنه دنیا خر تو خر میشه
ترکه بعد از سی سال کچل بودن میره مو میکاره دو روز بعدش تو قرعه کشی بانک حج واجب برنده میشه

ترکه میگوزه یه متر پرت میشه جلو بهش میگن چی شد؟ میگه هیچی تودنده بود!!
ترکه میخواسته بیاد تهران، میره ترمینال از یه راننده میپرسه آقا بلیط تهران چند؟ رانندهه میگه: اگه جلو بشینی 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد میخواد یکم یارو رو سر کار بذاره، میگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدویی 300 تومن! ترکه یک نگاهب به کیف پولش می‌کنه، میگه: خوبه دنبالش میدوم! خلاصه 300 تومن میده‌ و بسم‌الله شروع می‌کنه دنبال اتوبوس دویدن. نزدیکای غروب اتوبوس داشته از نزدیکای کرج رد میشده،‌ رانندهه میبینه ترکه هی داره از عقب اشاره میکنه، شاگردش میگه:‌ بابا خوارش گاییده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاریک میشه سختشه، بیچاره 300 تومن هم که داده. راننده هم نگه میداره ترکه نفس نفس زنان و شاکی میاد جلو میگه: ‌اینجا کرج بود؟ راننده میگه:‌ آره. ترکه میگه:‌ خوب مرتیکه خر چرا هر چی علامت میدم نگه نمیداری؟! من میخواستم کرج پیاده شم!
ترکه میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌ کجش میکنه!!
ترکه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌ترکه میگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری؟!!!
ترکه داشته از تو جزیره آدم‌خورا رد میشده،‌ یهو میبینه آدم خورا محاصرش کردن. بیچاره جفت می‌کنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم!‌ یهو یک صدایی از آسمون میاد: نترس بندة من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بکوب به سر رئیس قبیله. ترکه خوشحال میشه،‌ سنگ رو میکوبه تو کلة ‌رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابه‌جا میمیره، باقی افراد قبیله شاکی میشن، نیزه به دست، شروع می‌کنن دویدن طرف ترکه! یهو یک صدایی از آسمون میاد: خوب بندة من، حالا دیگه بدبخت شدی!!! 

 

ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور میداره. ترکه میگه: ببخشید غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاکی میشه فحش خوار مادر رو میکشه به ترکه! چند روز بعد دختره ترکه رو تو خیابون میبینه،‌ میگه: ‌بابا چرا ضایع بازی در میاری؟! وقتی بابام ور میداره، ‌یه چیزِ بی‌ربط سر هم کن بگو. ترکه هم میگه ‌باشه. دفعه بعد که زنگ میزنه، باز باباهه گوشی رو ور میداره.‌ ترکه هول میشه، میگه: ببخشید اونجا میدون انقلابه؟!! یارو میگه: آره چی کار داشتی؟! میگه: ببخشید، غزال خانم هستن؟!!
ترکه میره بیمارستان، لهجشو عمل می‌کنه!!
ترکه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوک می گفتن، رشتیا برای ترکا جک میگن، نوبت ترکه که میشه،‌ تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به ترکه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد که نوبت میرسه به ترکه، میگه: یه روز یه ترکه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد ترکه میگه: ‌ولی وقتی بلندش میکنن میبینن رشتی بوده!!

 

به ترکه میگن چرا ترک شدی؟!‌ میگه: ایلده جوون بودیم، ایمکانات کم بود، پیش اومد دیگه!‌ میپرسن: پس چرا لر نشدی؟ میگه: نه بابا، دیگه اونقدرها هم ایمکانات کم نبود!!!
یک سال، یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه‌زنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرده!!!
دو تا ترکه دو تا گاو میخرن، ‌اولی به دومی میگه: حالا چی کار کنیم که گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومی میگه: تو دست به گاوت نزن، من یه گوش گاومو میکنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولی هم گوشش گیر میکنه به یه جایی کنده میشه. ایندفعه ‌دومی میگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو میکنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون یکی گاوه هم کنده میشه. خلاصه هی اولی میزنه یه جای گاوشو ناقص میکنه، اون یکی گاوه هم همون بلا سرش میاد. آخر سر اولی شاکی میشه به دومی میگه: اصلاً سفیده مال من سیاهه مال تو!
ترکه میره خواستگاری، دختره وقتی میاد چایی تعارف کنه تلنگش در میره. ‌یه کم میگذره ترکه میگه: ‌عروس خانم اگه نمی‌رینی اون قندون رو بده!
ترکه داشته برای رفیقش تعریف می‌کرده که: آره نمیدونی اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم که نگو! رفیقش میگه: آخه چرا، چی شده؟ میگه: پریروز این خانوم صالحی، منشی ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصی میخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا این که شرمندگی نداره. میگه: نه خوب صبر کن، من بهش مرخصی دادم رفت، بعد اون یکی کارمندمون اومد، اونم مرخصی میخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد یکی یکی همه کارمندامون اومدن مرخصی خواستن، منم به همشون مرخصی دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا مرخصی دادن که شرمندگی نداره. میگه: نه آخه، بعد از یک مدت این منشیه زنگ زد، گفت امشب بیاین خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، دیدم خانم منشی تنهاست، با عشوه بهم گفت: من میرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندین من الان میام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از یک مدت در رو باز کرد، دیدم همه کارمندا و خانوم بچه‌ها جمعند، برای من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم که نگو! رفیقش میگه: بابا اینکه شرمندگی نداره، باید خوشحال میشدی. ترکه میگه: آخه من لخت وایستاده بودم!
ترکا میان یه شعر بسازن که فارسا رو مسخره کنن، میگن: ترکا گل پسرن فارسا ترک خرن!

 

ترکه میره سلمونی، میگه: جناب این ریش مارو اصلاح کن. سلمونیه می‌بینه طرف ترکه، میگه بگذار یکم سر کارش بگذاریم. بهش میگه: ‌خشک بزنم یا تر؟ ترکه میگه: ‌یعنی‌چی، چه فرقی میکنه؟ میگه: ببین، اونایی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی‌زنند، ولی اونایی که سابقشون پاکه خشک می‌زنند. ترکه بهش برمی‌خوره،‌ میگه:‌ یعنی چی آقا؟! معلومه که باید خشک بزنی! یارو هم شروع میکنه همینجور خشک خشک ریش بدبخت رو تراشیدن. یکم که میزنه، ترکه دهنش سرویس میشه، میگه: وایسا، وایسا! یه چیزایی داره یادم میاد!
ترکه نشسته بوده کنار جوب، نون خشک میزده تو آب جوب میخورده وهی میگفته خدایا شکرت! یه یارو بهش میگه: بدبخت! تو که داری نون خشک با آب جوب میخوری، دیگه چرا هی خدا رو شکر میکنی؟ ترکه میگه: خدا رو شکر میکنم که این تیر برق نرفت تو کونم!
ترکه میخواسته خبر شهادت یکی رو به پسرش بده، میگه: پسرم پدرت کجاست؟ پسره میگه: بابام جبهس. ترکه میگه:ااه... بیلاخ! مُرده!

 

ترکه میره میوه فروشی میگه: ‌آقا بی زحمت یه کیلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهای مذهبی بوده، میگه: نگو انگور، بگو میوه بهشتی! بعد ترکه میگه: ‌آقا دو کیلو هم سیب بدین. یارو میگه: نگو سیب، بگو جمال محمد! بعد
یارو داشته با بچش بازی میکرده، ‌هی بچه رو پرت میکرده بالا، تو هوا می‌گرفتدش. یه بار بچه رو خیلی میندازه بالا، بچه میفته تو خونه همسایه (که از قضا همشهری آذربایجانی بوده) ترکه هم بچه رو میاره میگه: ایندفعه آوردم، ولی اگه دفعه دیگه بندازی پارش میکنم!
ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ، میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه.
ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم.
ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟
به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف.
ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.
چند تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ، میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.
ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه: از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.
ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه.
به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟

 

 

به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم.
ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم.
دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.
ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.
ترکه را می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه ! میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.
ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.
ترکه از بم برمیگشته بهش میگن تو حادثه غم انگیز دیدی ؟ ترکه میگه حادثه غم انگیز که خیلی زیاد بود ولی یکیش از همه بیشتر غم انگیز بود .وقتی که داشتم یه دختر بچه ۶ ساله را خاک میکردم همش گریه میکرد و میگفت اقا ترو به خدا منو خاک نکن من زنده ام .
یه بار یه ترکه تویه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود ترکه.
- ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ...
ترکه به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.
ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمیپریده میگفته :احترام به همنوع واجب است.
ترکها واسه همدردی با زلزله زدگان بم همه خانه هایشان را خراب میکنند.
یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلاصه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟
ترکه زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره ترکه هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟
یه روز ترکه تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟ ترکه میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟
ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!
به ترکه میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید
بابای ترکه میمیره، مجلس ختمش رفیقای ترکه همه میان بهش تسلیت میگن. ترکه خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌کنم!
تو یکی از دهات اردبیل ملت برای بار اول کیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یکم میره تو نخ کیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، که تخم مرغه! ولی من نمی‌فهمم چرا موکتش کردن؟! از ترکه میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!
ترکه میفته تو جوب،‌ سند میگذاره میاد بیرون!
یک هواپیما داشته از تبریز میرفته پاریس، وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! موتور چپ هواپیما از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو سالم میشونم. یک مدت میگذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! موتور راست هواپیما هم از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم کلی تجربه دارم، تا فرودگاه بعدی هم راهی نیست، هواپیما رو سالم میشونم. باز یک مدت هواپیما دور خودش میچرخه، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ..مسافران لیسنینگ! همین الان دم هواپیما کنده شد، ولی شما هیچ نترسید! من خودم هواپیما رو میشونم. یک ده دقیقه می‌گذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اَتِنْشِن پلیز! ایلده خلبان اسپیکینگ... مسافران ریپید افتر می! ایلدی به گا رفتیم!
ترکه میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌ کجش میکنه!
ترکه داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌ترکه میگه: باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟!
ترکه یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می‌کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ ترکه میگه: ایلده ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!
به ترکه میگن یک معما بگو، میگه اون چیه که زمستونا خونه رو گرم میکنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فکر میکنه جوابشو پیدا نمیکنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ ترکه میگه بخاری! یارو کف می‌کنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میکنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می‌کنه؟ ترکه میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!
ترکا میان یه شعر بسازن که فارسا رو مسخره کنن، میگن: ترکا گل پسرن فارسا ترک خرن!

 

ترکه تو توالت میمیره ، روحش تو هواکش گیر میکنه.
ترکه از خونه میاد بیرون میبینه بچش تو کوچه داره بازی میکنه ، میزنه تو سر بچش و بهش میگه توله سگ تو نصف شبی بیروب چیکار میکنی. بچش بهش میگه بابا عینک دودیتا بردار تا ببینی روزه. باباهه عینکش رو برمیداره و میزاره دوباره میزنه تو سر بچش میگه توله سگ تو دیشب تالا بیرون چیکار میکنی؟
یه روز از یه ترکه میپرسن : سه تا حیوان نام ببر که اولشون خ باشه.
فارسه یه کم فکر میکنه بر میگرده میگه : خر ، خودم ، خواهرم
به یه ترکی میگن چرا زمانی که فلسطینی ها رو دارن به قتل میرساند چرا نمیایی اسراییلی ها رو بکشی ترکه میگه
توی تلویزیون برعکسه فلسطینهای دارن اسراییلی ها رو قتل میرسونند
یه روز ترکه بلندبروازی می کنه با زده هوایی می زننش.
یه روز یک ترکه زیر یک خره خوابیده بوده ازش می پرسنداینجاچکارمی کنی میگه پدرم وصیت کرده زیرسایه عموت باش
یک ترکه با زیرشرواری میره مسافرت میگه همه ایران سرای من است.
به یه ترکه میگن راست میگویند که سیو دیگر فقط همان سیب نیست؟ ترکه میگه نه عزیز گول نخور من اینو خوردم مزه ی صابون میده.
ترکه رتبه اول کنکور را میاره بهش می گن چی کار کردی؟ می گه روزی 25 ساعت درس می خوندم می گن مگه میشه میگه بله صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم.
یه روز یه پلیسه جلوی یه نفر رو می گیره . بهش میگه گواهی نامه و کارت ماشین لطفاَ ، طرف میگه : چیه،جمله بسازم.......

 

♣♣ جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد

به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟ ♣♣
میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!

♣♣ ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!

♣♣ یه ترکه گفتن: با وطنم جمله بساز. ترکه گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به ترکه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. ترکه گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم

♣♣ مامانه به بچش میگه که عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش

♣♣ یه ترکه میره مشهد. وقتی از دور کنبد حرم رو می بینه میگه یا امام رضا چرا با این همه طلایی که داری هشتم شدی؟

♣♣ یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است.

♣♣ تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که 1 گوز کاردرست بیشتر از 10 قرص X شادی آفرین است.

♣♣ اصفهانیه به بچش میگه برو دو تا نون از خونه همسایه بگیر . بچه میره و برمیگرده میگه نون ندادند.باباهه میگه : چه همسایه خسیس هست برو از تو یخچال خودمون بیار

♣♣ المپیک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلین 3-پرتاب عمامه

♣♣ فیلمهای برگریده جشنواذه قم:
آخوندی با کفشهای کتانی
امامه ای برای دو نفر
صیغه شدگان
ابا قرمزی
من بچه شیخ 15 سال دارم

♣♣ از یه قزوینی می پرسند کو ن چند حرف در جواب قزوینی میگه کو ن اصلا حرف نداره!

♣♣ در پی توهین پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌کورن» مجددا به «چس فیل» تغییر یافت

♣♣ سه کار غیر ممکن: شالیکاری در قزوین، تشخیص هویت در رشت، آدم شناسی در اردبیل

♣♣ یه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم

♣♣ یه برره ای عینک دودی میزنه میره از خونه بیرون بعد پسرشو میبینه میزنه تو گوشش . پسره میگه بابا چرا میزنی ؟ میگه تو این وقت شب بیرون چی کار میکنی ؟ پسره میگه بابا شب نیست عینکتو بردار. عینکشو بر میداره دوباره میزنه زیر گوش پسره . پسرش میپرسه بابا واسه چی میزنی ؟ میگه تو از دیشب تا حالا اینجا چه کار میکردی ؟

♣♣ یه ترکه زنش سبزه بوده، سیزده به در از ماشین میندازتش بیرون

♣♣ یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین

♣♣ میدونی معنی کلمه ی love چیه؟
l : لایق دوست داشتن بودن
o:امیدوار بودن به اینده ای روشن
v : وفا دار بودن در عشق
e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست

♣♣ ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا !!!

♣♣ تا حالا بچه کونی لای نایلون دیدی؟
ندیدی؟ پس یه نیگا به گواهینامت بکن

♣♣ غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...

♣♣ منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.

♣♣ رشت زلزله میاد، رشتیه میره بالای سر جنازه زنش ومیگه فقط دیوار روت نخوابیده بود که اونم خوابید!!!!

♣♣ یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاکمه می‌کردن!

قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چکش هستید! یهو یکی از افراد بسیار عزیز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای کثافت بی شرف!

دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چکش هم هستید!
دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای بچه فلانه کثیف خارفلان مادربهمان!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه، می‌دونم که به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یک بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم که از دادگاه اخراجتون کنم!

فرد محترم می‌گه: مساله این نیست که ازش بدم میاد، مشکل اینه که من 15 ساله‌ که همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چکش قرض بگیرم گفته که ما چکش نداری

♣♣ یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

 

♣♣ یه جوجه تیغی میگن آرزوت چیه؟
میگه: یکی دست محبت بکشه روی سرم!!!!

♣♣ پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم!!!!

♣♣ پسر رشتی از باباش پرسید چرا وقتی جوجه ها میمیرن پاهاشونو می گیرن بالا؟
بابا گفت به خاطر اینکه فرشته ها ببرنشون بهشت.... فردا بچه به باباش زنگ میزنه میگه بابایی مامانی پاهاشو گرفته بالا تا فرشته ها ببرنش بهشت ولی جعفر آقا افتاده روش نمیزاره!

♣♣ تست عربی کنکور 85:
"کونوا قوامین بالقسط" یعنی چه؟
الف) به اقوامت قسطی کون بده.
ب) قسط کون اقوامت را بده .
ج) با اقوامت قسطی کون بده.
د)کونی بیا موسسه قوامین قسطت را بده

♣♣ ترکه داشته تو خیابون قدم میزده ، یه الاغ می افته دنبالش . به الاغه میگه تو کی هستی افتادی دنبالم ؟
الاغه میگه : هاااااااا ! من وجدانت بیدم !

♣♣ ترکه میره خواستگاری، دختره سبیل داشته، بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه، ترکه میخواد دلداری بده میگه: مرد که گریه نمی‌کنه!!!

♣♣ یه مورچه عاشق دختر همسایه میشه، بعد از یک هفته می‌فهمه که چایی خشک بوده




طبقه بندی: ==جک==، جک ترکی،
برچسب ها: جک، جک ترکی، ترکی، ترک، جک ترکی جدید،
[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 08:48 ب.ظ ] [ محمد وا ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت
سایت تفریحی ویگ - مطالب خواندنی و جذاب wig.ir میهن موبایل - دانلود موبایل،برنامه موبایل،بازی موبایل،تم موبایل،,والپیپر موبایل